تبلیغات
ترنم

ترنم
اغلب وقتی امیدت راازدست میدهی وفکرمیکنی این آخرخط است خداازبالابه تولبخندمیزندومیگوید:آرام باش عزیزم این فقط یک پیچ است نه پایان 
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
نظرتون راجب وبلاگم چیه؟





مردی در هنگام عبور از جنگل تخم عقابی پیدا کرد و آن را به مزرعه ی خود برد و در لانه ی مزرعه اش گذاشت.


با گذشت زمان بچه عقاب با بقیه جوجه های مرغ از تخم بیرون آمد و با آنها بزرگ شد.در تمام زندگی اش او همان کارهایی را انجام می داد که که مرغ ها انجام می دادند.برای پیدا کردن کرم ها و حشرات زمین را می کند و قدقد می کرد و با دست وپا زدن بسیار کمی در هوا پرواز می کرد.

سالهاگذشت و عقاب پیر شد. روزی پرنده ی بزرگی و با عظمتی را بالای سرش و برفراز آسمان دید.آن پرنده



 با شکوه تمام و با یک حرکت ناچیز بالهای طلایی اش برخلاف جریان شدید باد پرواز می کرد.

عقاب پیر بهت زده نگاهش می کرد و می گفت: این چیست? همسایه اش پاسخ داد: این عقاب است.سلطان پرندگان.او متعلق به آسمان است و ما متعلق به زمین. عقاب پیر آهی کشید.......

عقاب مثل مرغ زندگی کرد و مثل مرغ مرد. زیرا فکر می کرد مرغ است!

[ چهارشنبه 10 آبان 1391 ] [ 01:22 ب.ظ ] [ فایزه ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ


سلامی عرض میکنم خدمت دوستان گل٬من فایزه هستم متولد هفتم بهمن 1375و یه دختر شاد و مهربووون و به صورت حرفه ای بسکتبال انجام میدم.. خوشحال میشم با نظراتتون به زیبایی هر چه بیشتر وبلاگم کمک کنید... شاد و پیروز باشید

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب